گل گیسو

درباره من


۱۳۸٩/۱/۱٥
سال نو مبارک ... نظرات() 

 

سلام دوستانقلب...سال نو مبارک.صد سال به این سال ها.سال نو من، از دیروز شروع شد.دقیقا بعد از تعطیلات.چی کار کنم دیگه، من تو سال اسب به دنیا اومدم و مشخصه اسب هم پر کار بودنش هست.اسب پرکار.


امسال برعکس همه غر زدن های قبل از عیدم، بهم خوش گذشت.بیشتر از سالهای گذشته.البته امسال یه فرقی با سالهای قبل داره و اون اینه که من فارق تحصیل شدم و این روزها بیکارم.سه گزینه برای انتخاب دارم که هر کدومش می تونه زندگی مو عوض کنه. ١.ادامه تحصیل ٢.رفتن به سر کار ٣.شوهر ...البته هر سه اینها یه جورایی دست نیافتنی هستنآخ.


اینها بعضی از اتفاقاتی هستن که تو این تعطیلات برام افتادن...

1.از این 13 روز ، 10 روزش خونه مامان بزرگ جونم بودمبغل.
2.روز 4 عید بهشت زهرا رفتم و به پدر بزرگ عزیزم هم سر زدمفرشته.بعد از اونم رفتم سر مزار اون شهیدی که بوی عطر می ده.البته هنوز نرسیده به قبرش اشکم در اومد و دماغم گرفت و بوی خوش رو نفهمیدم.ولی خیلی فضای معنوی اش بالا بودگریه.
3.من اگه شانس داشتم اسممو می ذاشتن گلی شانسه.رفته بودم امامزاده که یه خانم مسنی اومد طرفم و کلی ازم تعریف کرد و برام دعا کرد.به خودم گفتم گل گیسو جان ایشون مادر شوهر آینده ات هست.کلی هم ناز کردمخجالت که آخر سر گفت من عاشق...کیفت شدم، از کجا خریدیتعجب.منو می گی کلی بهم بر خورد و یه آدرس الکی ملکی بهش دادم و رفتم.به جان خودم کیفم پیرزنی نیست، کلی هم جوونی هست.
۴. ١١ و ١٢عید با خاله و دختر خاله هام رفتیم ماسوله.جاتون خالی.

۵.  ١٣بدر امسال هم جز بهترین 13 بدر ها بود.تخلیه انرژی.

 

امیدوارم سالی پر از موفقیت و خوشی در پیش داشته باشید.