گل گیسو

درباره من


۱۳۸۸/٧/٩
امروز بسیار شدید علاف بودم ... نظرات() 

امروز بسیار شدید علاف بودم.البته این تو کشور ما چیز عجیبی نیست.اتفاقا اگه علاف نباشی جای سواله.


صبح از خواب نازم زدم، تو ترافیک خفه شدم، تو مترو له شدم و رفتم دانشگاه، فقط و فقط برای یه درس 2 واحدی مزخرف.که از قضا استاد محترم قدوم مبارکشون رو بر سر ما نگذاشتند و کلاس تشکیل نشد و سرانجام تا فیها خالدون همگی سوخت.
از این بچه خرخون ها نیستم که کلا تو فاز پیچوندن و غیبت کردن نیستند.معتدلم.ولی گفتم غیبت هامو بگذارم برای زمستون.
حیف که پام معیوبه و اگرنه یه کیاتو ای، چیزی جلسه بعد نثارش می کردم.اسمش عدالته.نمی دونم مامانش اسم بهتر پیدا نکرده بود.هر چند که اسم منم تو همین مایه ها هست.بهم رامین پامین نمی خوره.

 

چقدر بی حوصله شدم...
کتاب رو دو صفحه می خونم می گذارم کنار.فیلم رو تند تند می کشم جلو تا فقط داستان رو بفهمم.مطلب مجله ام رو نصفه نیمه، یه کم از اول یه کم از آخر می خونم.کتاب درسی هم که هیچی شوت.نمی دونم افسردگی پاییزی گرفتم که دست و دلم به هیچ کاری نمی ره یا از چیز دیگه ای هست.خمیازه

 

اما خدایی بعضی ها دیگه خیلی بیش از اندازه حوصله دارن.
امروز یه پسر رو دیدم به خیال خودش و چند تا دختر جوجه دبیرستانی خوش تیپ.ما که زنیم برای عروسی رفتن انقدر رو موهامون وقت نمی گذاریم که اون گذاشته بود.من که مو کوتاه و ساده و یه کم، فقط یه کم فشنی رو بیشتر دوست دارم.نمی دونم پسرها هم دختر ساده بیشتر دوست دارند یا فشنی.
البته این سوال از پایه غلطه، چرا که پسرها همه مدل دوست دارند...ساده، فشن، سفید، سیاه، بلند، کوتاه، زشت، خوشگل، ایرانی، خارجی...و الی ما شا الله.
دور از جون شما.شما که ماهی.

 

بعد نوشت:عجب فوتبال ضایعی داریم ما.به طور تابلو مساوی می کنند.

نمی شه یه بار نرید استادیوم تا دیگه این جوری منترتون نکنندیول.به جاش یه کار دیگه کنید.برید گردش.چه می دونم باغی بوستانی.اصلا چرا راه دور...همین سر کوچه تون خوبه.خیلی کیف می ده.