گل گیسو

درباره من


۱۳۸۸/٧/۱٥
تو می دانی از زندگی چی می خواهی؟ ... نظرات() 

 

"تو می دانی از زندگی چی می خواهی؟"
"صبح چی تو را از جایت تکان می دهد و راه می اندازد؟"
"می خواهی بشریت را نجات بدهی یا به انسان ها کمک کنی، هدفت در زندگی چیست؟"

 

این سوالات رو تو یادداشت خانم جعفریان در مجله همشهری جوان خواندم.سوالاتی که به گفته خودشان بی رحمانه و به یادماندنی اند.
چیزی که یادمه اینه که من هیچ وقت هدف بزرگی نداشتم.همیشه کوچک بودند.درست قد همین دنیا.شاگرد اول شدن، درست کردن مجله ی دانش آموزی، قبولی در دانشگاه، یاد گرفتن زبان، خوندن فلان کتاب، داشتن توجه فلان آدم  و ... تنها همین ها منو صبح از خواب بیدار می کردند.اونم به اجبار.چون دیگه خوابم نمی اومد.

 

یه کم می ترسماسترس.هنوز نمی دونم برای چی زندگی می کنم.
چقدر وحشتناکه بمیری و جواب این ها رو نفهمی.