گل گیسو

درباره من


۱۳۸۸/۸/٢٦
خوابگاه دختران ... نظرات() 

 

جاتون خالی(فقط جماعت اناث)دیشب با دوستم موندیم خوابگاههورا.خوب بود و تونستیم کلی درس بخونیم.البته دوستی که می گم نرگس نیست.اگر نرگس بود که یه ذره هم درس نمی خوندیم! از بس که این دختر شیطونه و هر جا می ره کلهم سیستم اونجارو می ریزه به همقلب.
تو خوابگاه هم نتونستیم از فیلم تحسین شده سال یعنی دلنوازان بگذریم و من و دوستم و١٠٠ نفر دیگه ریخته بودیم تو یه اتاق ١٢ متری، پای یه تلوزیون عهد بوق که با ذغال کار می کرد.البته خوشی اش اینجا بود که هر کسی تیکه ای به این بهزاد(افغانی پیشرفته) بدبخت می انداخت.
اما به محض پایان دل مردگان همه خوابگاهی ها به سمت اتاق هاشون فرار کردند و استقبال چندانی از شمس العماره صورت نگرفت.آخه می دونید فیلمش اصلا برای ما دختر ها قابل درک نیست.نمی دونیم لیلا چطور قصد ازدواج داره.ما که اصلا همچین قصدی نداریمقهر

 

می گن خوابگاه برای دختر ها مثل سربازی رفتن می مونه.واقعا هم همینطوره.خود من شبا اگه یه ذره نور و صدا باشه نمی تونم بخوابم.اما دیشب زیر چلچراغ سالن مطالعه و با صدای زیر و زیق یه عالمه دختر خوابیدم.
خوبیش این بود که بیشتر قدر مامانم رو دونستم.انقدر که من بد رفتاری می کنم با مامانم اون همش بهم محبت می کنهبغل.می گن از محبت خار ها گل می شود.قضیه منه.منم دارم گل می شم.
ولی این در مورد شوهر صدق نمی کنه ها.گفته باشم.بر عکسه.ثابت شده از محبت شوهران خار می شوند.البته اینو من نمی گم نرگس می گه.آخه اون تو این چیزها خیلی با تجربه هست.

 

پی نوشت١:نرگس جون خیال کردی می تونی بی خیال شیرینی خاله شدنت بشی.ما هندونه می خوایم(از طرف دوستان)مژه
پی نوشت٢:به دلایل نا مشخصی وبلاگ خاله نرگس به دیار باقی شتافت.از دوستان ماهر کمک می طلبیم.