گل گیسو

درباره من


۱۳۸۸/٩/۱٢
دوستان خوب من ... نظرات() 

 

بعد از سال ها...پدر عزیز تر از جان دست به جیب شدند و برای این حقیر موبایل گرفتند.


دیروز داشتم شماره های موبایل قدیمی مو (که با زغال کار می کرد و به عنوان کوشتکوب هم ازش استفاده می کردم) وارد موبایل جدیدم می کردم.یه لیست بلند بالا از شماره هایی که اصلا یادم نمی اومد برای کی هستند. مونا... مونا 1... مونا دسوال(پی بردم چقدر دختر شلخته ای هستم.باید خودمو اصلاح کنم.برای آینده ام خوب نیستخجالت)


اما بعضی شماره ها رو هم یادم بود برای کی هست.بیشتر برای دوستان دبیرستانی ام بودند.دودل بودم که شماره هاشون رو وارد جدیده هم بکنم یا نه...دوستانی که یه روزی برای هم جون می دادیم و بهترین خاطرات رو باهاشون داشتم.
خلاصه اینکه وارد نکردم...از اینکه بهشون زنگ بزنم و بگم "سلام فلانی ...من فلانی هستم.یادته چه خاطراتی با هم داشتیم.اون روز سر کلاس..." کسل شدم.خمیازه


ولی یه تصمیم جدید گرفتم.اینکه حواسم به دوستای الانم باشه و هیچوقت از دستشون ندم.به هر حال دوست تا آخر عمر به درد آدم می خوره دیگه.
مثلا وقتی من پیر شدم و بچه هام منو گذاشتند خانه سالمندان(در این صورت با کمی تامل نتیجه گرفته می گیرید که بچه های من 100% پسرندسبز) فوری یه زنگ می زنم خونه ی بچه های نرگس و پرشون می کنم که نرگس رو هم بیارن خانه سالمندان.این جوری دیگه تو خانه سالمندان حوصله ام سر نمی ره.

---------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:نرگس جون بازم تبریک بابت سمت مدیریت سایت نت نشر.نامرد انقدر هندونه ندادی که فصلشم گذشت.حداقل یه کدو تنبل شیرینی بده.

www.netnashr.com

 در ضمن...خانمی نبود فتاده ای پای زدن/گر دست فتاده ای بگیری خانمی.دست ما رو هم بگیر به یه نون و نوایی برسیم.من تو کارآموزیم، دوره آبدارچی رو گذروندم.اگه خواستی پایه ام.فقط ندا بده.به من زنگ بزن