گل گیسو

درباره من


۱۳۸۸/۱٢/۸
88 نرو... ... نظرات() 

 

دلم می خواد عید نیاد.سال جدید نشه.دید و بازدید عید نرم.مهمون نیاد.مسافرت نریم.خونه تکونی نکنیم.لباس نو نخرم.این ماه تموم نشه.آب و هوا تغییر نکنه.تعطیلات نیاد.کلاس زبانم تموم نشه.درخت ها شکوفه نکنند.بوی عید نیاد.سبزه نذاریم.تخم مرغ رنگ نکنیم.هفت سین نچینیم.

.

.

.
شما رو نمی دونم.ولی من دیگه حوصله این همه کار تکراری رو ندارم.مخصوصا خونه تکونی.که این چند روزه به بهانه پروژه ام دست به سیاه و سفید نزدم.حاضرم برم تو جنگل از صبح تا شب هیزم بشکنم ولی خونه تکونی نکنم.
اصلا کاش یه قرصی آمپولی چیزی وجود داشت که آدم می زد و این 13 روز رو تخت می خوابید و روی این تعطیلات رو نمی دید.
هی آقا عیده ... ازت متنفرمزبان

 

پ.ن=داستان سگ ولگرد صادق هدایت روحش شاد رو خوندید؟ الان احساس اون سگ رو دارم