گل گیسو

درباره من


۱۳۸۸/۱٢/٢٥
از همه چیز ... نظرات() 

 

1. این چند وقت نبودم.تلفنمون قطع بود.کلی دلم برای اینترنت حلزونی ام تنگ شده بودبغل.خب به هر حال پدر دیگه.و از نسل قدیم.وقتی می گه پول تلفن رو نمی دم یعنی نمی ده.و بهتره برای ادامه حیات خودتم که شده هیچی نگی و ساکت شیعصبانی.مثل مردهای این نسلی نیست که تا یه پخ کنی فرار کنند.خلاصه اینکه ما اومدیم.

2.دیروز من و دوستم سوژه بودیم....ارائه پروژه کارآموزی در پارک.البته خب وقتی بری دانش دکه عاقبتشم همین می شه.البته گفته باشم پروژه ما در حد دانش دکه نبود.فراتر بود.جوری که نیاز به یه سالن اجتماعات یا آمفی تئاتر و یا حتی یه جای بزرگتر داشت...با یه عالمه میکروفن و مانیتور و شرکت کننده و دفاعیه و الی ما شا اللهعینک.

3.این روزها تنها چیزی که نمی شه احساس کرد بوی بهاره.قدیم ها...وقتی شماها کوچولو بودید و من جوون بودم، بهار بعد از یه زمستون سخت می اومد و دقیقا اول فروردین تازه گل ها شکوفه می زدند(نه مثل الان که از وسط زمستون شکوفه زدند).برای خرید عید شوق و ذوقی داشتیم(نه مثل امسال که هیچی خرید نکردم...البته پولی نداشتم).برای عیدی گرفتن از بابابزرگ لحظه شماری می کردیم(نه مثل امسال که دیگه بابابزرگی نیستفرشته).و خلاصه هزار و یک انرژی منفی دیگه دارم براتون ولی چون وقت ندارم و مطمئنا شما هم از بی ریختی روزگار حوصله خوندنشو ندارید همین جا ادامه یادداشت رو در گلو خفه می کنم.

4.راستی 4شنبه سوری خوبی داشته باشید.مواظب خودتونم باشید یه وقت ترقه ای نشیدهیپنوتیزم.