گل گیسو

درباره من


۱۳۸٩/٢/٢۸
جنگ و فعلا نه صلح ... نظرات() 

 

جدیدا جنگی راه افتاده که اعصابم رو ریخته بهم...نترسید...این جنگ درونی منه و البته کم از جنگ های جهانی نداره.جنگ بین طبیعت زنانه من(که خوشبختانه و یا بدبختانه در شما مذکورات عزیز نیستخمیازه و فقط اناث محترم دارند) و سرزنشگر من( که این یکی هم بیشتر در اناث هست و زیاد در مذکورات ندیده اممتفکر).


یه شعری رو بچگی هام تو دفتر خاطراتم نوشته بودم...من برآنم که خوب بودن در این دنیا به خدا سهل ترین کار است/ و نمی دانم که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه است/ و همین درد مرا سخت می آزارد.


اون موقع ها واقعا بر آن بودم...ولی الان نه.پدر بزرگمفرشته همیشه می گفت نگه داشتن ایمان تو دوره آخرالزمان مثل نگه داشتن آتیش تو دسته....نمی دونم الانم دوره آخرالزمان هست یا نه؟...ولی آتیشش که درسته.


راستیهورا...چشماتون خیلی شوره ها...دقیقا از وقتی که اینجا گفتم که خیلی زشت شدم...همه چی برعکس شد و من خیلی خیلی خوشگل شدمخجالت...ماشا الله ماشا الله چشم نخورم دوباره.نمی دونم اینم از علائم آخرالزمانه که من یه روزهایی مثل بوزینه می شم و یه روزهایی همچون آهویی زیبا یا نه...به هر حال فعلا که آهو هستم.