گل گیسو

درباره من


۱۳۸٩/٤/٢۱
غلام یابی + جام جهانی + معرفی کتاب ... نظرات() 

 

 سلام...خیلی وقته نیستم نه؟؟؟ دوران دوری و بی خبری تموم شد دیگهبغل...به به چقدر بازدید کننده...از من که توقع ندارید با سرعت 26 هر روز مطلب بذارم و به همه هم سر بزنم...معلوم نیست کدوم لگنی دوباره سیم های زیر آب رو قطع کرده که سرعت این شده.پول تلفن هم که دیگه هیچی...مشکلی نیست ما اگه از همین جا هم یه غلام پیدا کنیم جبران همه پول های تلفن می شود...غلام هم که می دونید در ادبیات شیرین فارسی به چه معنی است...نمی دونید؟ غلام نبود...غلام یک...غلام دو...غلام سه

 

بازی رو دیدید...عجب حالی داد اسپانیا برد...کلی مشعوف شدم که این هلندی های آشغالی باختند و به سزای عملشون رسیدند...تا اونها باشند برزیل رو حذف نکنند.و البته فکر کنم بیشتر از بازی صفحه سانسور رو دیدید...آخرهای بازی دیگه رنگ هاشو حفظ شده بودم...از چپ به ترتیب سفید زرد آبی سبز...به شعور آدم توهین می کنند...بغل دستم مذکر نبود وگرنه دلم می خواست ازش بپرسم مذکر عزیز شما با دیدن بالا پایین پریدن و شادی اناث به کجا می رویدعصبانی...با تشکر

 

کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" رو خوندید...اگه نه، بخونید حتما...فضاتون عوض می شه.من بعد از این کتاب فهمیدم...اون شبی که سوار اتوبوس اشتباه شدم و ساعت 10 شب نزدیک زندان قزل حصار! پیاده شدم...و البته بیابونی بیش نبود با آدم های...در واقع شیطان های سوار بر ماشینشیطان...و یا ماشین های جهنمی...و هیچ ترسی(جدی می گم) به دلم راه پیدا نکرد...خدا دقیقا کنارم ایستاده بود و دستم رو گرفته بود...و بعدش ام برام یه فرشته نجات فرستادفرشته.

 

گلی و دوستان وبلاگی همدیگر را ملاقات می کنند...تو وبلاگ نرگس بخونید.