گل گیسو

درباره من


۱۳۸٩/٥/۱
مادربزرگ جوان ... نظرات() 

 

١.امروز اولین گل زندگی مو مادرم بهم داد...به مناسبت روز جوان.خیلی خوشحال شدم...یه کوچولو هم تعجب کردم که من تو این 20 سال از کسی گل نگرفتممتفکر.


٢.انگاری خدا یه کم بیشتر از حد معمول از روح خودش در مامان من دمیده.


٣.دلم برای سر کار قبلی ام تنگ شدهگریه...می دونید من عاشق برنامه نویسی ام ...ولی از کارهای بدون دخالت فکر مثل منشی گری هم خوشم می آد.


۴.امروز یه برگه پیدا کردم که خواهرم که حالا رفته سر خونه و زندگی خودش روش نوشته بود "شلخته آدم باش".کلی خندیدم.دلم برای جیغ های بنفشش تنگ شدهابله.


۵.در آینده مامان خوبی می شمخجالت...به هر حال الگویی مثل مادر خودم دارم دیگه...راستی مذکورات محترم...یه ضرب المثلی بود که می گفت مامانو ببین دختر رو ببر...چی بود؟متفکر...یادتون نیستزبان؟