...بنشین تاج سرم یا بیا بغلم؟ کدوم؟

 

جدیدا دوستم نیکل=خواهر شوهر گلم، یه ترانه ی قدیمی سنتی داده بهم که هر موقع گوش می دم عرق ملی خونم می زنه بالا.

پ.ن:البته این که می گم خواهر شوهر سو تعبیر نشه ها.این القابیه که ما دختر ها به زور به هم می بندیم...شاید زد و فرجی شد و قانون جاذبه گرفت و...(هرگونه سو برداشت از این یه تیکه به من چهعینک)

 

دوستان خواهشا یه دقیقه توجه کنید به منساکت.ممنون.دو ترانه زیر رو با هم می شنویم.

...{بیپ}تو از مربای تمشک و خوشمزه تر/دمش گرم/حالا بالا بالا شش و هشتی...سبز

...کی آیی به برم/ای شمع سحرم/در بزمم نفسی/بنشین تاج سرم/تا از جان گذرم...

 

یه کم حسودی ام شد به قدیمی تر هاافسوس.شما چی؟می دونید دلم می خواد برگردم به 50 60 سال پیش.موقعی که مردها کلاه نمدی می ذاشتند و تو قهوه خونه قلیون می کشیدند.بچه ها از صبح تا شب تو کوچه بازی می کردند.زن ها هم تو ایون سبزی پاک می کردند و پسر دختر های مردم رو برای هم جور می کردند.

اصلا من به شما ها کاری ندارمقهرمن سنتی زندگی کردن رو دوست دارم.همین!

 

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه سپید

آخی....سنتی مونیییییییی........... حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است

یاسمن

salam joomjoo [نیشخند] man mikham biam khoonatoon ye kare vajeb daram [زبان]

صبا

سلام عزیزم.باهات موافقم.گاهی وقتهاباشنیدن صداشون یادنمکی می افتم[نیشخند]

جواد

سلام گل گيسوي عزيز... آپم ( از حقيقت ) بيايي خوشحال ميشم. مرسي / فعلا"/ راستي اگه راسته كارت نبود ببخش ولي بيا

زهره

سلام گل گیسو جون خوبی؟ اول که دیدم نوشتی خواهر شوهرم تعجب کردم گفتم گل گیسو کی شوهر کرد که ما نفهمیدیم [نیشخند] آره منم سنتی زندگی کردن رو دوست ندارم اما بعضی جنبه هاشو بعضی چیزاشم دوس ندارم مثلا اگه ما اون موقع زندگی می کردیم این وبلاگامون در دیار عدم بودن و ما باید با زن ها می نشستیم سبزی پاک می کردیم [نیشخند][خنده]

رضا پذیرایی

ایکاش بیایی که لحظه های سرد تنهایی ، ترا سخت به رخم میکشد... سلام دوست گران مایه و گران سنگ آمدم برای خواندن غزلی دعوتتان کنم که امیدوارم پذیرا باشید. باغ سعادت و کمالتان روز به روز شکوفا گردد. وبلاگ شعر مونس جان

صبا

سلام گل گیسوجون.به روزم.سرنمیزنی؟[چشمک]