غم

 

تا حالا احساس اون خانواده هایی رو که یکی از اعضاشون به خاطر یه غریبه همه عشق و محبت شون رو فراموش می کنند ،درک کردید...قبلا ها برام بی معنی بود...اما الان...خدا به سرتون نیاره ان شا الله.

پ.ن: خزی جون این آپ یه خطیچشمک...شاید عمر وبلاگ منم به سر اومده.

----------------------------------------------------------------------------

بعد نوشت:ماه رمضونتون مبارکهورا...امیدوارم تو این 17 ساعت گشنگی و تشنگی نپوکید.

/ 8 نظر / 19 بازدید
برگ خزان

من کاملا درک میکنم چون خودم یکیش رو دارم خیر تو پیشکسوت مایی ما نمیگذاریم بروی [ماچ]

صبا

خیلی سخته.منم درکت میکنم. ازاین خبرانیست.مگه میذاریم بری[ساکت]

سایه سپید

قربونت برم التماس دعا...وای کاشکی می شد اینجوری خوند اما خب روزی یک جز هست...همش نیم ساعت روزانه وقت می بره...یعنی نمی تونی؟![متفکر]

سایه سپید

حرف از آپ آخر و ماخر هم نزنا....می زنمت[نیشخند]

مهمان خدا

سلام مهمونیه خداست و دعوت شدی به مهمونیه ختم قرآن انجمن بچه های ته مونده... خب شاید یه حکمتی بوده ما تصادفا سایت تورو باز کردیم بیا پشیمون و دست خالی بر نمیگردی... منتظریم...

سایه سپید

گلی گلی گل گیسو...اومدم آدرس این وب پایینی رو برات بذارم خودش اومده دعوتت کرده[نیشخند]اونجا می تونی روزی یه سوره بخونیا...از دستش نده....[ماچ]

نرگس

سام و علیک چی داداش چی شنیدم ".....شاید عمر وبلاگ منم به سر اومده." جرات داری یه بار دیگه از این حرفها بزن ! یعنی چی همتون دارین فسرده میشین. اون از نیکل این هم از تو . بابا یکم رحم کنید من دوست افسرده نمیخوام هاااااااااااا خب یکم باید بهش زمان بدید تا بتونه محبتشو بین همه تقسیم کنه یکم طول میکشه تا بتونه بین عشق جدید و خوانوادش یه تعادلی ایجاد کنه . من کاملا درک کیکنم برا خودمم اتفاق افتاده . باید یکم صبر داشته باشی ! ما رمضونت مبارک. از این موی سیاه من خجالت بکش . بیشتر آپ کن

صبا

سلام عزیزم.به روزم وتوی این پستم به یادت بودم