ننه سرما

 

این ترم آخرمه.نمی دونید چقدر خوشحالم که حداقل ترم بهمن رو دیگه نمی رم دانشکده.اوهدانش دکه ما ته دنیاست.جایی که موتور ها به مانند عابرین پیاده هستند و عابرین پیاده نیز به مانند تریلی ١٨ چرخ.

من از سرما متنفرم.از برف و بارون هم بدم می آد.از الان ماتم زمستون رو گرفتم.اینکه مجبورم هزار تا لباس بپوشم و یحتمل با چادر شبیه یه بقچه سیاه و شایدم یه دوک سیاه می شم...

دو تا شلوار...دو سه تا لباس...دو سه تا جوراب...شال و هد...دستکش...خمیازه

 

تو مجله خوندم روسیه بالاترین آمار خودکشی را در دنیا داره...دارم فکر می کنم اگه یه خواستگار روسی برام بیاد چی کار کنم؟متفکریا مرگ یا زندگی...

 

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

سلام دوستهای خوبم.من آپم ومنتظرتون هستم[لبخند] راستی من وبلاگ نرگس روچندروزه نمیتونم بازکنم[ناراحت]قالبشو عوض کرده؟

زهره

سلام گل گیسو جون خوبی؟ چه خوب پی راحت می شی این ترم من انقدر دانشگاهو دوست دارم که خودمو 8 ترمه کردم البته غیر از وقتایی که کارام خیلی زیاد می شه و به غلط کردم می افتم [نیشخند]

زهره

من برعکس تو عاشق زمستونم البته به اندازه تو سرمایی نیستم که بخوام چند تا چندتا لباس بپوشم همون لباس تابستونیمو می پوشم فقط یه کت روش تنم می کنم که اونم هزار بار درمیارم و دوباره می پوشم بنابراین از زیر چادر هم اندازه بقچه نمی شم تازه اندازه می شم [نیشخند][نیشخند][نیشخند]

دلدار

سلامممممممممممممممممممممممممممممممم

مریم

دلت میاداینجوری میگی به زمستون من عاشق زمستونم گل گیسوجون توخیلی بدی که از زمستون خوشت نمیاد

تنها

زمونه با من این جوری کرد.خیانت! خودت میدونی منظورمو.

برگ خزان

سلام با یه مطلب درباره ی موفقیت آپم[پلک]

عبید سروری

سلام وقتی بعد از فارق التحصیلی دلت برای بچه های دانشگاه و کتاب و سروکله زدن با استادات تنگ شد دیگه این حرف و نمیزنی . . . بقچه سیاه؟؟؟ دوک؟؟؟ ببین دارید واسه خودتون تیکه میسازیدا!!! . . . در مورد خواستگار روسی هم زیاد فکرش را نکن!!! من برات دعا میکنم که همچین موجود وحشتناکی نیاد خواستگاریت [نیشخند]